مدرسهی طلوع مدرسهای است سه کلاسه با حدود سی نفر دانشآموز استثنایی که در مقاطع اول تا سوم دبیرستان در رشتهی خیاطی مشغول یادگیری مهارتهایی برای زندگی آیندهشان هستند.
ماجرا از آن جا شروع میشود که خانم معلمِ راوی خاطرات، در نوزدهمین سال تدریسش ابلاغ متفاوتی میگیرد؛ او که تمام این سالها را با دانشآموزان عادی سروکار داشت و به آنها ریاضی درس میداد، اینبار که از پلههای ساختمان آموزش و پرورش شهرستان پایین میآید ابلاغ جدیدی در دست دارد:
نام مدرسه: متوسطهی حرفهای طلوع
ساعات موظف: دوازده ساعت
این یعنی اینکه آن سال را باید در مدرسهی استثنایی طلوع سپری میکرد و در هفته دوازده ساعت به دانشآموزان کمتوان ذهنی که برخیشان علاوه بر مشکلاتی در زمینهی هوش و استعداد، مشکلات جسمی و حرکتی هم دارند آموزش بدهد. او که اصلاً تجربهی کار کردن با چنین دانشآموزانی را نداشت، مردد است و با خودش میگوید: شاید بهتر باشد برگردم و ابلاغم را تغییر بدهم…
کتاب “خاطرات مدرسهی طلوع” برگرفته از خاطرات واقعی نویسنده (خانم محبوبه خجسته) است. نثر زیبا و روایت توأم با احساس نویسنده باعث شد که این کتاب در پانزدهمین دورهی جشنوارهی رشد جزء چهار اثر نهایی در گروه داوری شعر و نثر ادبی شناخته شود. همچنین این کتاب در سامانه کنترل کیفیت منابع آموزشی (وابسته به وزارت آموزش و پرورش)، به عنوان کتابی مناسب برای معلمین توصیه و معرفی شده است.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.