رسید دستم منم انسان!

□ نقدی بر مجموعه‌شعر «رسید به دستم؛ منم ماهی» ـ فریبا حسینی دیوشلی ـ نشر الهام اندیشه ـ قطع خشتی کوچک ـ 36 ص

کتاب «رسید به دستم؛ منم ماهی»، از جمله آثاری است که نشر الهام اندیشه در اوایل سال 1404 خورشیدی انتشار داده و در زمره‌ی قطعات ادبی، یا با اغماض، شعر سپید دسته‌بندی می‌شود.
فریبا حسینی در این مجموعه، از دریچه‌ی خاص خودش به جهان نگاه می‌کند؛ جهانی که در آن هر عنصر ساده ـ از ماهی و دریا گرفته تا باد و باران و آفتاب ـ حامل پیامی از زیستن، عشق و ارزش‌های والای انسانی است.
در این کتاب، هویت شاعر با موجودی کوچک، لطیف و آرام پیوند می‌خورد؛ موجودی که در دنیای خودش آزاد است اما محدود به آبی است که او را در بر گرفته.
این استعاره، به‌زیبایی وضعیت انسان را در جهان معاصر بازتاب می‌دهد؛ میل به آزادی، درون حصارهای ناگزیر.
استفاده از چنین درون‌مایه‌هایی در شعر و ادب پارسی، سابقه‌ی روشنی دارد؛ مضامین پراحساس و عمیقی که از حزین لاهیجی تا اقبال لاهوری، و از «ماهی سیاه کوچولوی صمد بهرنگی» تا «رسید به دستم؛ منم ماهیِ فریبا حسینی» بر مفاهیم عمیق و اصیل انسانی تکیه دارد.

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد / در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد (حزین لاهیجی)

نهنگی بچه‌ی خود را چه خوش گفت / به دین ما حرام آمد کرانه
به موج آویز و از ساحل بپرهیز / همه دریاست ما را آشیانه (اقبال لاهوری)

و غالباً هم این نوع ادبیات، یک مفهوم اگزیستانسیالیسمی را نیز در خود نهفته دارد؛ البته، نه اگزیستانسیالیسم به‌معنای تفسیر خودبنیادانه‌ی نفسانیت‌مدار از هستی ـ آن‌چنان که دیدگاه فلسفی رایج است ـ بلکه مقصود، تنها، درک و دریافت انسانی از قضایا، یا نوعی سلوک انسان‌گرایانه است؛ اینکه آدمی میل به تعالی دارد و در یک جدال دائمی با «خود» و «جهان پیرامون خود»، تا رسیدن به آرامش غایی است.
فریبا حسینی، آن‌طور که خود در سطور آغازین کتابش اشاره کرده، این مجموعه را در پاسخ به کتابی از «خشایار فکی» به نام «برسد به دست دوستم، ماهی» نگاشته است. او به‌جای پیچیدگی یا بازی زبانی سنگین، از واژگان ساده، تصویرسازی‌های ملموس و جملات کوتاه در اثرش استفاده کرده که کار را برای مخاطب، خواندنی‌تر، یا به قولی، شنیدنی‌تر می‌کند. در این میان، نمی‌شود از تأثیر جلوه‌های بصری و طراحی‌های گرافیکی اثر نیز چشم‌پوشی کرد.
کیفیت ظاهری کتاب، نوآوری در ایده و اجرا، و غنای محتوایی آن، مجموعاً، «رسید به دستم؛ منم ماهی» را اثری متفاوت و خوش‌خوانش برای مخاطبان شعر معاصر نشان می‌دهد که بالطبع، با توجه به شمار اندک صفحات، در یک نشستِ نهایتاً 20 دقیقه‌ای به پایان می‌رسد اما ، رد و نشان بسیار عمیق‌تری در ذهن خواننده به‌جا می‌گذارد.

خواندن کتاب، همیشه، فرصتی است برای گفتگو با خود و جهان پیرامون‌مان. امید که این کتاب، پلی باشد میان ذهن و احساس خوانندگان؛ و به سهم خود، تجربه‌ی متفاوت و تآثیرگذاری از خواندن را برایتان رقم بزند.

✍ پیام یوسفی کینچاه