دربارهی خالق رمان معروف «بربادرفته» به بهانهی سالروز درگذشتش■کتاب «بربادرفته» نوشتهی مارگارت میچل در سال ۱۹۳۶ منتشر شد، ۱۰۳۷ صفحه بود و به قیمت سه دلار فروخته میشد. پنجاه هزار نسخه از کتاب در یک روز فروخته شد. ظرف شش ماه، یک میلیون نسخه از «بربادرفته» چاپ شد. این کتاب بیشتر از هر رمان دیگری در تاریخ انتشارات ایالات متحده فروش داشت. در آغاز قرن بیستویکم، بیش از ۳۰ میلیون نسخه از کتاب در سراسر جهان با ترجمه به بیش از ۴۰ زبان فروخته شد.
مارگارت میچل در ۸ نوامبر ۱۹۰۰ در آتلانتا متولد شد. بهواسطهی زندگی در خانوادهای که جنگهای داخلی آمریکا را تجربه کرده بودند و خاطرات پدر و پدربزرگش از این جنگها که فقط ۳۵ سال قبل از تولدش به پایان رسیده بود، در کودکی تجربهی دستاولی از رخدادها و آدمها را در طول جنگ درک کرد.وقت گذراندن با کهنهسربازان جنگ و اسبسواری با آنها، منشأ نوشتن داستانها و نمایشنامههایی بود که او در خلوت خود مینوشت، اما هیچوقت آنها را منتشر نکرد.با فوت مادرش در ۱۸ سالگی بر اثر آنفولانزا، او کالج را رها کرد تا با بازگشت به شهر خود، به برادر و پدرش در امورات منزل کمک کند. پس از یک ازدواج ناموفق به کمک یکی از دوستانش موقعیتی را بهعنوان خبرنگار در مجلهی «یکشنبهی آتلانتا» به دست آورد. در ۲۶ سالگی بهعلت آسیب شدید مچ پا خبرنگاری را رها کرد و اوقات فراغت به او این فرصت را داد تا به خاطرات و تجربههای شنیده از جنگ داخلی آمریکا سروسامانی بدهد و نگارش رمانش را آغاز کند. این رمان دربارهی «پانسی اوهارا» بود؛ دختر عشوهگری که درست در زمانی که زندگی خانوادهاش در مزارع پنبه در جنگ ویران میشود، در آستانهی سن بلوغ است.او با نصب ماشینتحریر رمینگتون روی میز خیاطی قدیمی، بیشتر کتاب را در سه سال به پایان رساند. او ابتدا فصل آخر و بعد سایر فصلها را بدون ترتیب خاصی نوشت. هر فصل را پس از نوشتن در پاکتی میگذاشت و درنهایت تقریباً هفتاد فصل را جمعآوری کرد. وقتی مهمانی به خانه او میآمد، او حولهای برروی ماشین تایپ خود میانداخت و رمانش را مخفی میکرد. گمانهزنیهای زیادی درمورد اینکه آیا شخصیتها براساس افراد واقعی ساخته شدهاند، وجود دارد اما میچل ادعا کرد که آنها ساختههای ذهن خود او هستند.در آوریل ۱۹۳۵، هارولد لاتام، ویراستار شرکت انتشاراتی مک میلان در شهر نیویورک، در جستجوی دستنوشتههای جدید به جنوب سفر کرد. لاتام شنید که میچل روی یک دستنوشته کار میکند و از او پرسید که آیا میتواند آن را ببیند، اما او منکر نوشتن داستانش شد. میچل وقتی شنید یکی از دوستانش دربارهاش گفت او اینقدر جدی نیست که بتواند یک رمان بنویسد، چمدانی خرید و دستنوشتههایش را در آن گذاشت و راهی هتل محل اقامت لاتام شد. لاتام بخشی از رمان او را در قطار خواند و مستقیم برای نیویورک فرستاد. در جولای، انتشارات مک میلان به او پیشنهاد قرارداد داد و او ۵۰۰ دلار پیشپرداخت و ۱۰ درصد از حق امتیاز کتابش را دریافت کرد.میچل درحالیکه دستنوشتهها را اصلاح میکرد، فصلها را مرتب کرد، جزئیات را تأیید کرد، فصل اول را تکمیل کرد، نام شخصیت اصلی را به اسکارت تغییر داد و از بین تمام اسمهایی که برای کتاب پیشنهاد شده بود، بر اساس عبارتی از یک شعر مورد علاقهاش، «بربادرفته» را بهعنوان نام رمان انتخاب کرد.کتاب «بربادرفته» در سال ۱۹۳۶ منتشر شد، ۱۰۳۷ صفحه بود و به قیمت سه دلار فروخته میشد. پنجاه هزار نسخه از کتاب در یک روز فروخته شد. ظرف شش ماه، یک میلیون نسخه از «بربادرفته» چاپ شد. این کتاب بیشتر از هر رمان دیگری در تاریخ انتشارات ایالات متحده فروش داشت. در آغاز قرن بیستویکم، بیش از ۳۰ میلیون نسخه از کتاب در سراسر جهان با ترجمه به بیش از ۴۰ زبان فروخته شد.در عرض یک ماه پس از انتشار رمان، میچل حقوق فیلمهای سینمایی حاصل از آن را به تهیهکننده دیوید او. سلزنیک به قیمت ۵۰۰۰۰ دلار فروخت که بالاترین مبلغی بود که تابهحال به یک رماننویسِ اول، در آن زمان پرداخت شده بود. گرچه بعدها او متوجه شد این رقم را میتوانسته تا ۱۵۰ هزار دلار افزایش دهد که این باعث ناراحتی او شد. او همچنین نگران بود که فیلم، مطابق با رمان او نباشد یا انتظارات عمومی را برآورده نکند.این فیلم با بازی ویوین لی و کلارک گیبل، پس از یک دوره تبلیغات بیسابقه از جمله جستجوی پر سر و صدا برای بازیگر نقش اسکارلت، در ۱۵ دسامبر ۱۹۳۹ در آتلانتا به نمایش درآمد.در مراسم جوایز اسکار در سال ۱۹۴۰، ۸ اسکار از ۱۳ جایزهی اسکار و دو جایزهی ویژه را برد. سلزنیک برای قدردانی از نویسنده به او پیشنهاد داد که جایزهی اسکار بهترین فیلم را به او بدهد. او نپذیرفت، اما در سال ۱۹۴۲ پاداش ۵۰۰۰۰ دلاری را که او بهعنوان قدردانی برایش فرستاده بود، پذیرفت.میچل از ۱۹۳۷ از پاسخ دادن به هزاران نامهی هوادارانش و امضای کتابهایش خودداری کرد. او بخش قابلتوجهی از وقت خود را صرف پیگیری اقدامات قانونی علیه ناشران خارجی کرد که نسخههای غیرمجاز یا غیراستاندارد رمان را تولید کردند. تلاشهای او برای حمایت از حقوق ادبیاش در خارج از کشور، توجه به ناکافی بودن حمایتهای کپیرایت برای نویسندگان آمریکایی را جلب کرد و الهامبخش کنگره برای تصویب اصلاحات قانونی شد.سالها پس از انتشار کتاب «بربادرفته»، میچل بهدلیل اختلالی که این کتاب در زندگیاش ایجاد کرده بود، دیگر قصد نوشتن نداشت.در ۱۱ آگوست ۱۹۴۹ میچل درحال عبور از خیابان برای رفتن به سالن سینما، با یک ماشین سواری که رانندهای مست هدایتش میکرد برخورد کرد. همه میخواستند که از وضعیت او مطلع شوند؛ خطوط تلفن ویژه در بیمارستان گریدی نصب شد و علاقهمندانش در شیفتهای چهار ساعته به تلفنها پاسخ میدادند. او دچار جراحات داخلی شدید از جمله شکستگی جمجمه شد و پنج روز بعد، در ۱۶ آگوست ۱۹۴۹ (25 مرداد) درگذشت. مرگ او در روزنامههای سراسر جهان باعث ابراز تاسف عمیق هواداران او و کتابش شد. رئیسجمهور آمریکا، هری اس. ترومن میچل را بهعنوان «هنرمندی که کتابی ابدی به جهان هدیه داد»، تحسین کرد.░ به قلم مهدی نقیپور، به نقل از فرارو |
|
