زن بودن، سخت‌تر از شاعر بودن است…

گفتگویی با مرضیه مظهری، شاعر کوچه‌های بی‌پرسه

وبگاه رسمی نشر الهام اندیشه، گفتگویی با بانو مرضیه مظهری، نویسنده و شاعر لاهیجانی داشته است که در ادامه از نظر شما دوستداران کتاب و علاقمندان شعر معاصر می‌گذرد.

♦سلام خانم مظهری؛ خوش آمدید به این گفتگو. در ابتدا لطفاً یک معرفی کوتاه از خودتان داشته باشید.

با عرض سلام و احترام خدمت شما و مخاطبان عزیزتان؛ مرضیه سیف مظهری هستم که البته دوست دارم صرفاً با نام هنری مرضیه مظهری شناخته بشوم. اصالتاً لاهیجانی‌ام، شغلم معلمی است و در حوزه‌ی شعر، داستان، و  تا حدودی موسیقی فعالیت می‌کنم.

♦تابه‌حال، چند کتاب نوشته‌اید؟

دو مجموعه شعر انتشار داده‌ام به نام‌های «قوی عاشق» و «کوچه‌های بی‌پرسه».  یک رمان کوتاه هم در دست نگارش دارم. چند داستان کوتاه هم نوشته‌ام که بابت آنها تقدیرنامه دریافت کرده‌ام.

♦چطور ایده یا سوژه‌ی آثار به ذهنتان می‌آید؟

 درد و رنج انسان‌ها در اجتماع، همیشه من را به فکر فرو می‌برد و انگیزه‌ی نوشتن می‌دهد؛ حالا فرقی نمی‌کند نثر یا شعر؛ اگرچه شعرگفتن نوعی جوشش است و به‌یکباره از ذهن تراوش می کند اما این امر، مستلزم داشتن دیدِ عمیق به مسائل است. شاعر باید چشم‌انداز وسیعی داشته باشد و عمیق‌تر به حوادث و اتفاقات پیرامونش نگاه کند.

به‌نظرم، شعرگفتن، گذشته از ذوق و استعداد، نگاه و اندیشه‌ی ژرف و دقیقی می‌طلبد و تلفیقی از احساس، عاطفه و بعضاً فلسفه است. این را هم اضافه کنم که «عشق» و «کندوکاو در روابط عاشقانه‌ی موجودات»، به خودی خود پر از ایده و سوژه است.

البته من اعتقاد دارم تفکیک بین عشق زمینی و آسمانی موضوعیتی ندارد و همه‌ی عشق‌ها درنهایت به آفریدگارمان ختم می‌شود. عشق به موجودات زمینی، عشق به خودمان و درنهایت عشق به خداست که در صورت‌های گوناگونی جلوه‌گر می‌شود.

♦اولین مشوق شما در سرودن؟

پدرم به کتاب علاقه‌ی زیادی داشت؛ به همین دلیل، کتابخانه‌ای درمنزلمان بود که بیشتر شامل کتاب‌های ادبی، تاریخی و کمی هم علمی می‌شد‌. اولین مشوق من، کتاب‌های شعری  بودند که در کودکی، از این کتابخانه می‌خواندم. بوستان، گلستان، هشت کتابِ سهراب سپهری و آثار فریدون مشیری و نیما یوشیج، از جمله‌ی این کتاب‌ها بود.

این علاقه به خواندن کتاب، باعث شد که بعدها، انشاهایم مورد تشویق فراوان معلمان قرار بگیرد.

♦… و اما شاعر یا شاعرانِ مورد علاقه‌تان؟

علاقه‌ی فراوانی به اشعار مرحوم ابتهاج (سایه) دارم. همچنین سهراب سپهری که شعرهایش هیچ‌وقت رنگ کهنگی نمی‌گیرد. از شاعران کلاسیک هم می‌توانم به باباطاهر، سعدی و نظامی اشاره کنم.

پروین اعتصامی، نیما یوشیج، فریدون مشیری، سلمان هراتی و قیصر امین‌پور هم جای خودشان را دارند!

♦چه شد که با انتشارات الهام اندیشه آشنا شدید؟

با انتشارات الهام اندیشه از طریق اینترنت آشنا شدم و خوشبختانه سعادتی بود برای من تا نوشته‌هایم را به این انتشارات، به‌ویژه مدیریت محترم آن، استاد گرامی، جناب آقای پیام یوسفی عزیز، بسپارم و همه‌چیز را آن‌طور که باید، در انتشار کتابم رعایت کنند.

♦از این‌همه ابراز لطفتان سپاسگزاریم. مسلماً این تعریف و تمجیدها، مسئولیتمان را بیشتر می‌کند. حالا اگر بخواهید یک جمله، پیشنهاد، یا اصلاً هر حرفی به الهام اندیشه بزنید، چه می‌گویید؟

قاطعانه و به دور از هر تعارف باید بگویم که به الهام اندیشه و روال کاری‌ این مؤسسه‌ی انتشاراتی ایمان دارم؛ چراکه از عملکرد بسیار عالی و بی‌نظیری برخوردارند و بی‌نهایت از مدیریت انتشارات و مجموعه همکارانشان تقدیر و تشکر می‌کنم.

♦ما هم به‌نوبه‌ی خود بسیار مفتخریم که این همکاری متقابل شکل گرفته است…  برگردیم به اشعارتان؛ قطعاً برای مخاطبان ما جالب است بدانند آیا از شاعر خاصی الگو می‌گیرید؟

از منظر فرم، تا حدودی از سهراب سپری و سایه الگو گرفته‌‌ام اما از نظر مضمون و محتوا، این اندیشه‌های صادق هدایت است که برایم بسیار جالب و جذاب است.

♦زن بودن یا شاعر بودن، کدام سخت‌تر است؟ شما که یک بانوی شاعر هستید، چه پاسخی برای این پرسش دارید؟

فکر می‌کنم زن بودن سخت‌تر است! زن بودن یعنی مادر بودن و فداکاری تا حد جان باختن، زن بودن یعنی مسئولیت‌های فراوان، زن  بودن یعنی سرشار بودن از احساس و عاطفه و نادیده گرفتن آنها توسط اطرافیان، زن بودن یعنی سکوت کردن در برابر بسیاری از مصائب و مشکلات…

و درنهایت، زن نماد قدرت، شجاعت، وفاداری و پاکی است، اما شاعر بودن فقط یک بُعد را در بر می‌گیرد و کافی است ذوق، استعداد و علاقه در شخص وجود داشته باشد و آن را به‌نحو مطلوبی پرورش دهد.

در یک کلام، شاعر، الهام‌پذیر است و زن الهام‌بخش؛ این است که به‌نظرم زن بودن سخت‌تر است!

♦اولین کلمه یا احساسی را که با شنیدن این اسامی / عبارات به ذهنتان  می‌رسد…

فروغ فرخزاد: پراحساس

سهراب سپهری: شاعری پرتوان و اندیشمند که الگوی مناسبی است برای نسل امروز در جهت سرودن شعر.

لنگرود: شهری دیدنی با آثاری تاریخی مانند پل خشتی و شاعران گرانقدری مانند شهدی و شمس لنگرودی.

دریا: خروشان همچون دلی پرآشوب

عشق: دوسویه‌اش زیبا و امیدبخش، یکسویه‌اش ویرانگر و جانکاه.

تنهایی: گاهی دلپذیر و گاهی غم‌آور! اما در تنهایی می‌شود عمیق‌تر به خیلی از مسائل فکر و اندیشه کرد.

سکوت: نجابت و آرامش به‌همراه دارد.

کتاب: بهترین همدم و هم‌صحبت در همه‌ی لحظات

کوچه‌های بی‌پرسه: بیان واقعیت‌هایی از زندگی انسان‌هایی پراحساس، که دست روزگار، گاه و بی‌گاه، آرامش و آسودگی قلب‌هایشان را به اسم تقدیر به چالش کشیده است.

♦ ممنون که وقت خود را در اختیار ما گذاشتید. امیدواریم در پرتو همکاری با انتشارات الهام اندیشه، قلمتان همواره سبز و مانا باشد.